اندیشه سطحی شماره ۸

خرید بک لینک

اگر کسی منو بشناسه میدونه که توی این دنیای عجیب غریب پر از درد بدبختی طاعون بمب اتم و سقط جنین دغدغه من فقط و فقط هنر بوده و هست. البته که هنر میتونه مستقیما یا غیر مستقیم به تمامی مسائل انسان از جمله این هله هوله هایی که گفتم بپردازه اما من هنر رو برای خودش و چیزی که هست و طوری که هست و شکلی که بوجود میاد میخوام.

اگر یکی منو خیلی بشناسه،میدونه همیشه مثل یک کفشدوزک توی تار عنکبوت چسبناک «کمال گرایی» گیر افتادم.

دست و پای من دقیقا مثل یک حشره شکار شده بستست. همیشه حس میکنم به اندازه کافی خوب نیست و حس این کافی نبودن عموما در مفاهیم گربیان گیرم میشه. من اینطوری ام که اول به هیچی فکر نمیکنم و میگم بزار یه چیز حسی درست کنم و بعد با خودم میگم این که عمیق نیست. فاقد ارزشه.

و بین تارهای خونه کثیفم قل قل میخورم و منتظر میشم یه جرقه ذهنم رو روشن کنه.

شروع...

ما را در سایت شروع دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 10:38

صفحه بندی