میدونید
یه چیزی که خیلی درباره خودم دلتنگش شدم اینه که
من یه دختری بودم که زود خودش از فکرای منفی و حسای منفی درباره خودش نجات میداد
یعنی من هرنوع افسردگی ای رو تجربه کردم
هر نوع اضطرابی رو
اما هیچ وقت درباره خودم حسناامنی نداشتم
همیشه از ظاهرم راضی بودم
همیشه سعی میکردم خوب باشم و به خودم حس خوب بدم
الان ولی چند وقته همش دارم جوشمیزنم و خیلی ناراحتم میکنه
یعنی من تو دوران بلوغ حتی یدونه جوشنزذم
الان تو این سن...
و ناراحتم از اینکه چرا نمیتونم خودم دوست داشته باشم
چرا همش دنبال حذف چیزیم که احتمالا داره توسط رفتار خودم بوجود میاد؟
خیلی احساس ناامنی میکنم
به حدی که دلم نمیخواد اصلا هیچ کس نزدیکم بشه
یا برم بیرون یا برم مهمونی
با اینکه دوستای خوب دارم که بهم حسای خوب میدن
ولی بازم حس ناامنی نمیره...اصلا نمیره و دائما تشدید میشه...
شروع...ما را در سایت شروع دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 85