آدمهایی که زندگی های سختی دارن،با چیزای کوچیک خوشحال میشن،چیزایی که شاید باهاش بقیه خوشحال نشن...
امروز 16 آذر اولین برف پاییزی اومد!دقیقا همین ساعتی که دارم اینو مینویسم،سقف ماشینا سفیدِسفید شده!
خدا میدونه چقد خوشحالم...خدا میدونه چقد انگیزه گرفتم...فقط خدا میدونه چقد منتظر این برف بودم!!!!
همیشه برف اولی که تو سال میباره برای من مقدسه...دلم میخواد اونا رو تو یه شیشه جمع کنم تا همیشه داشته باشمشون...البته میدونم هرچی که همیشه باشه،دل آدمو میزنه...واسه همین هرسال صبر میکنم تا بالاخره فصل سفید شدن شهر برسه...
امیدوارم همتون خوشحال باشید و با دونه های سفید برف،غم از دلاتون پاک بشه،همونطور که دود از آسمون شهر پاک میشه
ما را در سایت شروع دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 72